
تحقیقات دانشمندان انگلیسی در دانشگاه Surry در گیلدفورد نشان داد که زنان بیشتر از مردان رفتارهای غیرصادقانه و نادرست را طبقهبندی میکنند و در مورد آن قضاوت میکنند. این در حالی است که مردان بیشتر از زنان دوست دارند رفتارها و اعمال نادرست فردی را محکوم کنند و حتی او را به دادگاه بکشانند.
در تحقیقی که روی نزدیک به 15 هزار نفر انگلیسی انجام شد مشخص شد تفاوت بسیار زیادی بین دیدگاههای افراد در مورد این که چه کاری درست و صادقانه است وجود دارد.
در طی این تحقیقات مشخص شد بسیاری از مردم به جای این که با توجه به قوانین و مقررات کاری را نادرست و غیرصادقانه بدانند بر اساس استانداردهایی که بین مردم مطرح است تصمیمگیری میکنند.
این تحقیقات نشان داد دیدگاه انسانها نسبت به درست بودن یک کار خاص بسیار با یکدیگر متفاوت است و هر شخص ممکن است بر اساس فرضیات و برداشتهای خود کاری را درست یا نادرست بداند.
این در حالی است که بسیاری از قوانین و مقررات با این فرض وضع شدهاند که اکثر مردم نسبت به درست یا نادرست بودن یک کار خاص دیدگاه مشابه و یکسانی دارند.
دکتر فافینسکی از اعضایی که روی این پروژه تحقیق کرده است در این مورد گفت: این تحقیقات نشان میدهد حتی در سادهترین و پایهایترین شرایط هم تفاوت دیدگاه انسانها نسبت به صداقت به خصوص بین زنها و مردها تفاوت بسیاری دارد و به این ترتیب باید در قوانین وضع شده برای محکوم کردن مجرمان تجدید نظر قابل توجهی صورت بگیرد.
برای مثال در این بررسی نزدیک به 31 درصد از افراد برداشتن پول از کیفی که در خیابان پیدا شده است را کار نادرستی میدانند اما فقط 8 درصد افراد این کار را محکوم کردند و اظهار کردند که میتوان فردی را که این کار را انجام داده است در دادگاه محکوم کرد.
همچنین در این بررسیها مشخص شد این موضوع که یک جرم به صورت مجازی یا فیزیکی رخ بدهند تأثیر زیادی در قضاوت مردم دارد.
برای مثال نزدیک به 97 درصد از مردم دزدیدن یک DVD را از یک فروشگاه نادرست دانستند اما فقط 58 درصد از مردم دانلود کردن یک موسیقی را به صورت غیرقانونی، نادرست و شایسته مجازات اعلام کردند.
در این بررسی نزدیک به 98 درصد زنان شروع روابط عاشقانه یک مرد را به صورت آنلاین و بدون اطلاع همسرش غیرصادقانه دانستند این در حالی است که فقط 74 درصد مردان این کار را نادرست اعلام کردند.
محققان در بررسیهای خود متوجه شدند تست صداقت که هماکنون در بعضی از دادگاهها انجام میشود باید تجدید نظر شود زیرا بسیاری از ما تصور دیگری از آنچه که صداقت مینامیم داریم.
در تحقیقی که در دانشگاه برونل به انجام رسیدمشخص شد زنان بیشتر از مردان انجام کارهایی مانند بردن لوازمالتحریر از محل کار به خانه را نادرست میدانند. اما زنان کمتر از مردان کسی را که کار نادرست انجام میدهد محکوم میکنند.
این نتایج قرار است در فستیوال علوم که در دانشگاه Surrey در گیلدفورد برگزار میشود مطرح شود.
در این مطالعه که توسط دو جرمشناس و با همکاری سازمان علوم بریتانیا به انجام رسید از افراد شرکتکننده در تحقیق خواسته شد پنج کلیپ ویدیویی را که از نظر اخلاقی و اجتماعی بحث برانگیز بودند تماشا کنند.
سپس از این افراد خواسته شد در مورد درستی این کلیپهای ویدیویی رأی بدهند و بیان کنند آیا این کارها ارزش محکوم شدن در دادگاه را دارد یا خیر.
در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر از این سایت دیدند کردند و در مورد این ویدیوها اظهار نظر کنند.
محققان در پایان این تحقیقات گفتند بعد از انجام این بررسیها سؤالات بسیار مهمی در مورد آنچه که صداقت و درستی نام دارد مطرح شد و بسیاری از دیدگاههای کلی در این مورد به کلی زیر سؤال رفت.
در طی این بررسیها مشخص شد نزدیک به 5/88 درصد از زنان معتقدند خرید یک لباس برای یک مناسب خاص و استفاده کردن از آن و سپس برگرداندن آن به فروشگاه و درخواست بازگرداندن پول یک رفتار غیر صادقانه است.
محقق امیلی فینچ در این باره گفت: ما در این بررسی مواردی داشتیم که کاملاً غیرقانونی بودند اما واکنش انسانها نسبت به آنها متفاوت بود.
به نظر میرسد ما در قضاوتهای خود با توجه به وضعیت افراد تصمیمگیری میکنیم. برای مثال زمانی که برای شخص خاصی احساس دلسوزی میکنیم با احتمال کمتری فرد مورد نظر را محکوم میکنیم. در حقیقت این مطالعات نشان داد ما برای محکوم کردن یک فرد به جای این که به نوع کار افراد و زشتی آن دقت کنیم بر اساس احساسی که نسبت به آن فرد داریم اقدام به تصمیمگیری میکنیم. همچنین زنان بسیار کمتر از مردان تمایل دارند کاری را محکوم کنند و از لحاظ قانونی رسیدگی کنند بلکه آنها بیشتر تمایل دارند در مورد این کار قضاوت کنند.
BBC / هفتم سپتامبر
میخواد خوزستان تر ک کنه
بهش گفتم داری میری؟
گفت:اره تو هم خودتو نجات بده تا فرصت هست خودتو نجات بده. .................................................................................................................
مهاجرت از خوزستان چند سالی هست مردم خوزستان روبه مهاجرت آورده اند که دلایل بی شماری دارد
۱-عدم وجودامنیت(قتل های سریالی/دزدی/فساد/اعتیاد/باند بازی/پارتی بازی )
۲-بیکاری(که باعث فرار تحصیل کردها ونخبگان استانی به وفور شده)
۳-سوء مدیریت مسئولین(دربخش های مختلف ار ادارات کوجک تافرمانداری ها ونماینده گان مجلس که تعدادزیادی از انها با تزویر به مجلس راه می یابند)
۴-ناامیدی ازبهتر شدن اوضاع استان درزمینه های مختلف
۵-کمبودامکانات(کمبود امکانات در تمام زمینه هااز آموزشی خدماتی رفاهی تفریحی .....)
۶-آلودگی هوا(گردوغبار غلیظ که از کشورهای همسایه وخوداستان به علت از بین روفتن پوشش گیاهی ایجاد میشود )
۷-عدم وجود آب آشامیدنی بهداشتی دربخش های وسیعی از استان ۸
-....................................................
قسمت خنده دار ماجرا اینجاست که خوزستان با ذخایر عظیم نفتی وتولیدات فراوان کشاورزی ومعدنی هنوز شاهدویرانی ها وکاستی های دوران جنگ است.خوزستان داری مردمی است که بشدت از عدم وجود امنیت رنج میبردکه همین مسئله دلایل فراوانی دارد که مهمترین آن به کاری گیری افراد غیر بومی وفاقد شعورلازم به عنوان نیروی انتظامی است که باعث گسترش فساد مالی نیز شده است.متاسفانه این نیروها هیچ گونه شناختی از روانشناسی مردم منطقه ندارند.که خود باعث دامن زدن به مشکلات می شود.
بیکاری استان که بیداد میکند(تحصیل کرده ونکرده ودارای تخصص وغیره نمیشناسد) واندک فرصت شغلی که وجود دارد به نیروهای غیر بومی تعلق میگیردکه نمونه فراوان آن را در شرکت های نفتی در مناطق مختلف استان از جمله شادگان وخرمشهر وآبادان و.................شاهد هستیم.
از ضعف مسئولین که بایدفقط به خدا پناه پردکه به نظر من ناشی ازعدم نظارت یا ضعف نظارت وبازرسی وبکارگیری نیروی فاقد سواد ومهارت لازم دربخش های مختلف میباشد.چون ملاک بکار گیری واستخدام باند بازی وپارتی است
ازناامید ی مردم همین بس که سالهاست از اتمام جنگ میگذرد وما هنوز شاهد زمین های پراز مین وویرانی های جنگ ووعدهای پرزرق وبرق مسئولین کشوری واستانی که هرساله خبراز آبادانی میدهند.
کمبود امکانات که بیداد میکنددر تمام زمینه ها آلودگی هوای استان را که الان تمام کشور میداند آب آشامیدنی بهداشتی که به یاد دارم زمانی که کارون پر آب بود همیشه مردم گله میکردند که چرا وقتی آب کارون از وسط اهواز میگذرد ولی ما آب آشامیدنی نداریم. نه حالا که آب کارون از سرشاخه ها به استان های دیگر منتقل وقطره چکانی شده ومسئولین استانی درحال کم عرض کردن کارون وشاید هم درآینده ی نه چندان دور دفن کامل آن.از خرمشهر وآبادان وشادگان وسوسنگردو.................که دیگر هیچ نمیتوان گفت.
خلاصه باید گفت مشکلات استان خوزستان دراین شرایط نه حل شدنی ونه پایانی دارد.چون هیچ اراده ی برای این کار وجود نداردواگر هم باشدبااین مدیریت نمیشودکاری کرد.
به نظرمن هر کدام از این دلایل کفایت میکنه تا تصمیم به مهاجرت گرفته شوداینطور نیست؟
منم دارم به مهاجرت فکر میکنم.
اريش فروم (به آلمانی:Erich Fromm )، (متولد ۲۳ مارس ۱۹۰۰ - درگذشته ۱۸ مارس ۱۹۸۰) روانکاو و فیلسوف اجتماعی آمریکایی آلمانی تبار و از برجسته ترين نمايندگان مکتب روانشناسی اومانيستی است. او در آثارش کوشید تا ارتباط متقابل روانشناسی و جامعه را شرح دهد و معتقد بود که با بهکار بستن اصول روانکاوی، به عنوان علاج مشکلات و بیماریهای فرهنگی، بشر راهی به سوی تحقق یک «جامعهٔ معقول» و متعادل از لحاظ روانی خواهد یافت
دیدگاه فروم نسبت به دین
اریک فروم ابتدا ادیان را به ادیان خودکامه و انسان گرا تقسیم میکند و بعد از توضیح هر یک به سراغ منشا دین میرود و اشاره میکند که وجود دو نیاز عمده در انسان باعث بوجود آمدن گرایش بشر به دین شده است که عبارتند از:
۱-نگرش مشترک و همگانی:انسانها برای بدست آوردن زندگی اجتماعی سالم و به دور از تنش نیازمند وحدت در دیدگاهها و نظریات هستند.اگر در بین دیدگاهها تشدد آرا وجود داشته باشد زندگی اجتماعی از هم پاشیده میشود و افراد به تفاهم و ارتباط اجتماعی نمیرسند؛و دین به پیروانش دیدگاه مشترک میدهد و از هم پاشیده شدن جامعه جلوگیری میکند.
۲-کانون احساس تعلق مشترک: نیاز دیگر انسان این است که احساس تعلقی به جایی داشته باشد.انسان از آزادی مطلق وحشت دارد.چون اگر انسان آزادی مطلق داشته باشد نسبت به هر کاری احساس مسولیت میکند و خود را نسبت به آن پاسخگو میداند.ولی اگر خود را تابع حکم فرد یا گروه و یا مجموعه دستورهای دینی و آیینی بداند ٬ مسولیتها را بر عهده آمر و ناهی انداخته ٬خود را از مسولیت ها و جواب گویی به مسائل مختلف رها میسازد.انسان از آزادی میگریزد؛چون می خواهد در دام مسولیت که لازمه آزادی است نیفتد.از انجا که انسان همواره به سراغ کانون سرسپردگی و تعلق میرود بازار دیکتاتوری حاکمان بسیار رونق دارد.دیکتاتوریها گرچه از انسان سلب آزادی میکند؛ولی از این نظر که بار مسولیت اعمال آنها را بر عهده میگیرند موجب سرسپردگی خواهند بود.سپس انسان برای توجیه این سرسپردگی متوجه دین میشود و بخش فقه و اخلاق این کانون سرسپردگی را بیان میکند.
از طرف دیگر ادیان دیکتاتور چون احکام بیشتری دارند این دو نیاز را بهتر و به خوبی تامین میکنند ولی ادیان انسان گرا گرچه به حق هستند ولی در برابر ادیان دیکتاتور و خودکامه رونقی ندارند. در خلاصه فروم ابراز میدارد که دین خاستگاه اجتماعی دارد زیرا دین به انسانها دید مشترک و حس تعلق خاطر مشترک میدهد و هر اجتماعی یه این دو عامل نیاز دارد؛لذا دین در خدمت نیازهای جامعه است.وبرای تامین بخشی از نیازهای انسان پدیدار گردیده است
-------------------------------------------------------------------------------------------
حالا اگه میخواهید بیشتر بدانید وحوصله ووقت مطالعه دارید توصیه میکنم کتاب گریز از آزادی اریک فروم را حتما مطالعه کنید که باعث شناخت بیشترشما از اوضاع واحوال جامعه میشود .
گریز از آزادی ترجمه عزتالله فولادوند، انتشارات مروارید/فیروزه

جدیدا (سه سالی هست)به ما خوزستانیا میگن خیلی گردوغباری هستید(لقب جدید جنوبیاست) که اونم حتما بخاطر محیط زندگیمونه.دوروزی هست زورکی نفس میکشیم.
بدترازون حتی یه دونه از یاران(دولت) آقا امام زمان درنیومد بگه آخرش چی میشه تا کی مابایدگردوغبار یا به قول کارشناسان ریز گرد تناول کنیم.ماخوزستانیااز دولت ملعون ومتجاوزصدام خوردیم از دولت شیعه دوست وبرداردکتر مالکی هم داریم میخوریم.از دولت کریمه وتوی مردم دکتر احمدی نژاد هم که میخوریم البته الان همه دارن از دولت احمدی نژاد میخورند که باز غصه اش کمتره.